یادی از علی نظر منوچهری
تاریخ فرهنگ و هنر کرد » هوره خوانان فراوانی داشته است « اما بی شک گل سرسبد و ماندگارترین صدا در بین تمام هوره خوانان گذشته و حال کرد » مرحوم علی نظر است « وی در سال 1300 شمسی در روستای توره سرخک اسلام آباد (در بعضی منابع و مقالات او را اهل کرندغرب دانسته اند که صحیح نیست ) در خانواده ای که نسل اندر نسل هوره چربوده و صدای خوش داشتند به دنیا آمد. از همان کودکی با طبیعت دوستی گزید و این ارتباط برحس سرشار و ذوق لطیف او تأثیر عمیق گذاشت. و از همان کودکی دریافت که دارای صدایی دل انگیز و روح نواز است و به دلیل ذوق و استعداد شایانی که داشت » احساسات و دلتنگی های خود را در قالب مثنوی های ده هجایی کردی می سرود و به صورت هوره می خواند . چنانچه پس از مدتی خانواده و اهل آبادی و کم کم تمام مردم منطقه به صدای زیبای او پی برده و دیری نگذشت که آوازهی این نابغه خوش ذوق » آبادی به آبادی و شهر به شهر گشت و در تمام مناطق کردنشین معروف شد. علی نظر که انسانی متواضع« مهربان و مردم دار بود علاقه مندان بسیار پیدا کرد واشعار و مقام های اصیلش ورد زبان همه شد . پس از مدتی وی به رادیو کرماشان دعوت شد و صدای گرم و گیرای او »پرطرفدارترین برنامه رادیو « تبدیل شد. و نام علی نظر در کنار نام های بزرگی همچون سیدعلی اصغر کردستانی ، حسن زیرک ، علی مردان ، طاهر توفیق و ... قرار گرفت. و صفحه های او در کنار صفحات هنرمندان بزرگ کرد و همچنین بزرگان موسیقی اصیل فارسی همچون قمرالملوک وزیری و ... در تمام خانه هایی که گرامافون داشتند ، یافت می شد . آنچه سبب علاقهی مردم به این هنرمند می شد ، علاوه بر منش نیکو ، فروتنی و صمیمیت وی ، سبک منحصربه فردش در اجرای مقام های هوره بود.
او شعرهایی زیبا و متناسب با حال و هوای مقام ها از شاعران بزرگ گذشته نظیر شاکه و خان منصور انتخاب می کرد و یا از گنجینهی عظیم فولکلور کلهر زیباترین شعرها را گلچین می کرد و خود نیز البته دستی در سرودن داشت. تلفیق این اشعار با صدای بسیار زلال و گیرا و آسمانی علی نظر و روش خاصی که در تلفظ و تحریر کلمات به کار می برد هر شنونده ای را مجذوب می کرد و دارای سبکی شد که به » علی نظرچر « معروف است و او را از تمام هوره خوانان قبل و بعد از او متمایز می کند. روز هیجدهم خرداد سال1341 خبری در تمام مناطق کردنشین پیچید . خبری که مثل باد شهر به شهر ، آبادی به آبادی و دهن به دهن گشت و مردم را در بهت و اندوه فرو برد و آن این که علی نظر این هنرمند مهربان و مردمی در جاده سنندج منطقه حسین آباد ، دچار سانحه شده و فرهنگ و هنر کردی یکی از ستارگان پرفروغ خود را از دست داد. او در حالی از دنیا رفت که 41 سال داشت و در اوج پختگی هنری بود و هنوز سال های سال فرصت داشت تا مردم را از هنر ناب خویش سیراب سازد. اما تقدیر چنین بود که او برود و با صدای ماندگارش در روح و جان مردم باقی بماند.
مرحوم علی نظر تک فرزند بوده و خواهر و برادری نداشته است . 5 پسر و دو دختر دارد که اکثراً دارای تحصیلات عالی می باشند . با وجودی که بعضی فرزندان او استعداد هوره دارند ،متأسفانه فعالیت هنری ندارند. آرامگاه وی در شهر قم می باشد. به گفته بعضی ایرانیان مقیم اروپا تصویر و صدای علی نظر بر روی سایت های جهانی اینترنت موجود است .
اگر لفظ مرحوم را برای علی نظر به کار می بریم نه به این معنا که او در میان ما نیست ، بلکه فقط به خاطر احترام قلبی است که برای این انسان بزرگ و شریف قائلیم وگرنه هنرمند هیچگاه نمی میرد . هنرمند واقعی با روح هنرش ، با آثار ماندگارش برای همیشه در وجود مخاطبانش نفس می کشد و زندگی می کند. وقتی هنگام تنهایی و دلتنگی آوازپرشور سیدعلی نظر کردستانی و یا صدای خسته و خش دار حسن زیرک که رنج های بی شماری در خود پنهان کرده ، همدمت می شود همراهی ات می کند ، سبکت می کند . مگر می شود گفت سید علی اصغر و زیرک مرده اند ؟ و آنگاه که تک و تنها گوشهی اتاق نشسته ای و دیوارها و سقف ازهر سو محاصره ات کرده اند و دل تنگی ها رهایت نمی کنند ، دستت بی اختیار دکمه ضبط را می فشارد . صدای زلال و دلتنگ علی نظر از پس سال ها حالی به حالیات می کند ، منقلبت می کند ، یک جوری می شوی که بیانش سخت است.
زرهی یهی دهسی پاوهن له پامه / م لهی شاباده کی ههوا خوامه
و آنگاه یقین پیدا می کنی که علی نظر زنده است . و تو را به مهربانی ، صفا ، یکرنگی ، مهمان نوازی و خلق و خوی پاک مردمان گذشته دعوت می کند ، به یاد این جمله می افتی که تنها صداست که می ماند.در زیر به چند بیت از شعرهایی که مرحوم علی نظر با آواز هوره خوانده است اشاره می کنیم :
بنوور وهی قاقهز دووس دوره وه
بزان چووه نوساس وه دلگیرهوه ؟
ترجمه : بنگر به این کاغذ دوستم که از دور آمده است . بین با دل گرفته برایم چه نوشته است
بلبل تو مهگیر وه زار زاره وه
بهش تو ماگه گول وه داره وه
ترجمه : بلبل اینچنین گریه نکن و زار نزن هنوز برایت تک و توکی گل بر درخت مانده است.
زرهی شهمال تیهی له لاقه سره وه
ده مچه ولا بریا گه هاوه ئه سره وه
ترجمه : صدای باد شمال از سمت قصرشیرین می آید . صورت این زیبای گیس بریده اشک آلود است.
چهتر چوله و لاو بخه وه لاوه
کوچگانگ چهن کهس نایده وه کاوه
ترجمه : گیسوان چون نیلوفر (عشق)ت را به یک انداز ( با زیبایی ات ) زندگی چند نفر را تباه کرده ای ؟
مسعود قنبری
قه له مه ٬
بووه سه جفتيار !
تا شه وه کی
له کال چه رميگ قا قه زه يل
وه رد بريدو ٬ جفت که يدو وشه کا لی
شه وه کی
هه ر وشه يگ
وه چه و داسو بوو ه سه شيعريگ !!
هه ر شيعريگ په ل کيشا سو بووه سه کتاويگ!!
هه ر کتاويگ کفيده و دهس مناليگ و
هه ر مناليگ ک خوه نيده ی
بووده شاعيريگ !!
****************************************
زه خمه گان هه له ت ئه و تاسياگ گيانمان
بونه سه يه ک ده رو ه ن نقوريگ
خه مه يل ٬
له ئی کاو ئه و کاويان هوره چرن !
په ژاره يل !
له ليژينگه يان سان گل که ن!
دی په ته سوو ٬
هوچ خوه زيه ويگ و
هوچ هاواريگ و
هوچ شيعريگ
پريا نه و نيه که ی!!
******************************************
((مزگانی))
زمسانه و
شه وار و
کريوه
وه فر لچ ناسه ده رانه و
يه کی وه گورميچه ده ی له ده روه چه گه؛
ـ((ها !... خاون مال ! هه سه دان ؟؟))
ريوار بی په لاماريگه ؟
يا خه م بی که سيگ ؟
يا خوه زيه و ورسيگ ؟
نيه زانم ٬
له ينو ده ی له ده ر؛
ـ((ها!... خاون مال ! هه سه دان ؟؟))
هه نای ده ر وا که م
دونم شيعريگه !!
بی هه له ولا٬ هه ی هلای ناو که ی ٬
وه هه لپه دره کی
په رت بوو له باوشم
بوو سه که و تو لک ٬
ده س په لی رچگياس !
ئانگو ئه سره يلی له رو بژانگه يلی زه نگوله به ساس !
زوزی ٬
په ره يگ قا قه ز ئرای خه مه و
نه مه ی بانی
چووار تای که مو له وه ر قه وم شارمه وه ی
گا هه س گه رمه و بوود و
هاز بايده و پی ٬
سه ر نه يده بان سينگم
ـ له بن گوش دلم
وه هنا سه بره کی ٬
وه له رزه له رز٬
وه خوشله خوه شی ٬
ئو شيد ؛
ـ(( وه هار ....
وه هار ٬ له پيشت ئی کووه
له پای کيه نيیگ
باروه نی خسيه و
شه وه کی ئرا ئيره تيد!!))
يه ئو شيدوو هناسی هه لکيشيدو
گيانی ده ر چوود!!...
********************************************
چند طرح کوتاه
هزار سال سيه س
قلا يل چه پاو که ن و
داوله يل نوورن !
داخمه ئرای کوره يل خا سيگ !!
و بعدی
يه چه ن شه وه
قله مه گم
له لوو قا قه زه گان
ده سه زرانی نيشتيه و
مق برديه سه و دل
چه نی قسيه ئرای وه تن دایشتود
هه نای ٬
هه نای ده م بچه کنی !
و بعدی
بافه بافه خه م
خه رمان خه رمان ژان
م نه سيف دزيمه و
نه گه نم خوا ردمه
نيه زانم
تاوان گونای کام باپيرم ده مه و !...
و يک شعر سپيد فارسی
ساعتهای بيمار
لحظه ها را سرفه می زنند
و ما زندگی را ...
عقربه های سنگين و صبور
نعش ثانيه ها را به دوش می کشند
و ما در تا بوت های وجودمان
مرده خويش را ...
و تعفن نفرت و بی اعتماديمان را عطر می زنيم
و پوچی را در شب خيابان ها قدم
طنين گا مهای عقربه ها
بر سنگ فرش ميدان مسکوت زمان
زندگيمان را معنا می کنند؛
تک.. رار
تک.. رار
تک.. رار .
************************
بهانه
وقتی
ذهن اسمان از پرنده خالی ست
وقی درون قاب ادمها هيچکس نيست
و هوای اين دل خسته
هميشه بارانی ست
بهانه زنده بودنم می دانی چی ست ؟
*******************
دلم تيه ری که شه وه
نه ئی داس له ر ژه نگن ما نگه
تو نی ئی جه نگل ئه نه خوه رد شه وه
دره و بکه ی
نه ئی هساره يل روچه په ری بی نزه
توْنن پروشه ی روشنای بچکنن
له ی زنان قول تيه ريکه
چه ويلد گا هه س کاری بکه ن
بنوره پيم ...
په ته سوو
هه له ئيواره
خه م وه ته ور گول ده ميگه و
هلاماتم تيه ريدو
ده ی له ساقه ی دار گيانم
منيش
هه يتا هه یت خوه زيه وه يل که و سزنم و
که مه په ته سوو
نه مه بان زامه يل قولم و
وه ده سر شيعره يل قر مز ئه لپيچمان
شه وه کی
خه م ٬ وه ته ور کول ده ميگه و
شه که ت و وله که ت که فتيه و
دار گيانم
له ژير بار خوه زيه وه يل که وو شيعره يل قر مز
سه ر چه ما نيه.
شيرکو بی کس (تولد ۱۹۴۰ م سليمانيه کردستان )
شاعر جها نی و چهره ی شنا خته شده ادب و هنر کردی که در سال ۱۹۷۸
م جايزه ی جهانی تو خو لسکی را از ان خود کرد .شيرکو شاعر طبيعت و
غربت و مرثيه گوی مصائب و رنجها ی ملت کرد است. دو شعر کوتاه از اين
هنرمند و انسان بزرگ ترجمه کرده و تقديمتان می کنم .
تاريخ امد
و بلندای خود را
با بلندی رنجهای تو اندازه گرفت
رنج هايت
يکی دو وجب بلند تر بودند!
دريا هم می خواست
عمق زخم های خودش و تو را مقا يسه کند
فريادی کشيد و نزديک بود
او در تو غرقه گردد!!
اگر از شعر هايم
گل را بيرون بکشند
از چهار فصل ٬ يک فصلم می ميرد
اگر يار را بيرون بکشند
دو فصلم می ميرد
اگر نان را
سه فصل
اگر ازادی را اما
سالم می ميرد و من نيز خوا هم مرد !!
ترجمه ی شعر(( په ته سو))
غروب که می شود
غم ٬ با تبری تيز دهان در دست
هجومم می اورد و
پيا پی
بر ساقه ی درخت جانم می کوبد
من نيز
تندو تند ارزوهای ا بيم را می سوزانم و
مرحمی می کنم و
بر زخم های عميقم می گذارم و
با دستمال شعرهای سرخ می پيچمشان
بامدادان
غم ؛ با تبری کند دهان و شکسته
خسته و بی رمق افتاده و
درخت جانم
در زير بار ای کاش های ابی و شعر های سرخ
سر خم کرده است.
نوشته شده در ساعت۳۳/۲۱ بهنام
شهمشهمهكووره ك
نيوسهر : مهسوود قهنبهري
شهكهتم ، گيژم . ورِم . له بن وتاق سهردِ تا ناوقهي فيسيايي، شهمي دهم دامهو له پاي چهترمه دامه . قلاي سيه ژهنگنِ شهو له پشت دهروهچهو زركهي چهوهيلي تيهيدوو نووريده پيم . وا وه گورميچه دهي له ريو شيشهگانهو . پهلامار وتاق تهنياييم كوتي . گيانم ژان كهي . سهرم ملق دهي . تهوم گري . خوهزيهوهيل وو ئهزرهتهيل رشانمهسه بان قاقهزو قهلهمهگه له قول مشتم خهوي برديهسهو . لهي داوهي داوِ شهكهتي وو خهوو وريايه ، خوهزيهوهيل كهمه ناو ههوانهيگ وو كوتمهي له كوول . كهوشهيل خهيال ههلكيشم . چوو دريژ ئاوهخت گِرِم وه دهسهو . كهفمه رياو بان گِرم لهوهر .
دونيا تهنگ و تيهريكه . شهو زلمان زاكان قهرقيوتيگ ، چنگ ناسه قورگ ِ ولات و بال كيشاسه مل چهوهيل ئاسمانا . لهي چهو چهو مهيونه، خوهزيهويگ درارم وو دهم دهم . گاههس وهر پام پريوشهي رووشنهو بوودوو برهسم وه دهراو رووشنيگ . ئاوياني نيهيونموو ويراني وهجي !… ئاوياني نيهيونموو ويراني وه جي !…

وهختاي ديونم هامه جايگ …. زهنانيگه ؟ دهروهنيگه ؟ شاريگه ؟ قهورسانيگه ؟ نيهزانم . ولام …. قيژ قاژه ، هاواره ، شينه ، دهنگ شهلاخه ، بوو خيونه . شهقارتهيگ چهكنمهو وا پف كهيدهو پيو كوشنيدهوهي . لهينوو يهك تر چهكنمهو خوهزيهويگ دهم دهم .دهورم هچان كولي رووشنهو بوو …. بري ئايهم ديونم . كوورن دهس برياين ، قول بريايين ، بيو چگ بيوچگن ، قووخن قووخنن ، خِر خوهن ژاو خوهن تهلهپا كوتن . له ورسي و تيهني لاكهلاكيانه . مانگ نيهسهي . ديو شهو زوان خسيه له ئاسمانو هسارهيل سلا داس . خوهريش لهسيكي لهي ئاسمانهرچگياسو چهقهچهق ديانهيلي وهلنگ وه قهي دارهيلهو نهيشتيه. دارهيل ، ريوتهل و قيوتهل ، كيوژلاهاتنهو وه دهم روِنجهو ئهلقرچيهن . يهيههو چرهي بهرزي رهسي وه گووشم . وهختاي قيژني زهيو و زهمان چيو گاپاره نيشيده تهكان . …..
- (( بگرن ! بارن ! چهوهيليان درارن ! زوانيان بوورن! بوهسنانهو !….))
وهيهي ههو قلايل گهرجهي پرت پيس ، دالهيل مل ريوت بالهشوره دار ، گورگهيل لهر ورسي ، كهمتارهيل شهل قهيز ، چهقهلهيل گهر ريقهو بردي ! ميوشهيل سيهي چركن ، هلامات ئايهمهيل تيهرن . رشيهنه تيانوو ئاژاليان برنهو . ئايهمهيل وهدهم گيانهو قيژنن و هاوار كهن. چهو گل دهم ديونم له سيوكي لهي قهورسانه تريوسكهي بي نزو قردگي رووژناي دياره . چمهو وهر . ديونم شهمشهمه كوورهك گهورايگ هابان سانيگهو . مانگ هاناو دهسي. بهيدهي وهرهو دهم و چيو كوليچه قهپ دهيدهلي ! خاس نورم ، دهم چهو بهد ئهژم و تيوسكن ، ديانهيل تيژ و دريژ ، چهوهيل بيوچگ و قرمز چكه چك خيونه وه دهور دهميهو . ناوزگم چوودهو خوار ، رخ چيو شووِييگ كهفيدهگيانم . خوهم له پيشت سانيگ شارمهو .
لهينوو قرنگنيد :
-((بگرن ! بارن! چهوهيليان درارن ! زوانيان …! ))
له سيوك تر له قهورسان بري منال سهرِگه و مِلِگه نيشتنهو ، وه مل دهفتهرهيل نهنيوسياييانا سيوهتگ سيوهتگ گيرن!
چهقهلهيل ، چهترمهي دهوريان دانهو منالهيل وه وه چهوهيل ههلبزركياي نوورنه پيانو رقيهن !،
برِتِرهك ديونم ئاتهشه و ئالكه ديرن . دهمچهويان ، گووشهيليان ، دهميان ، ليوتيان ، خورياس !. يهك جامهكيگ هادهسيانهوو نورنهخوهيان و قيژِنن .
***

وه يهيههو وهر ههوانه كهمهو خوار . خوهزيهوهيل و ئهزرهتهيل كوو كهم . شهقارته چهكنمهو و ئاگريان دهم . قهورسان روژناوا بوود . كهمهي قال :
-وهي رخدان نهچوو! ههلسن !
ولام ژاو خوهنوو تلهپا كوتنوو لهپهو گرن ! قال كهم :
-(( ئازار گرتيهيل ! سيهتا گرتيهيل ! ههلسن ! ))
ولام ئي مهردمه پهتگ نيهورن ! يهي ههو شهمشهمهكوورهك قيژني :
(( ئهوه كيه چراخ دهم دهي ؟ ! ئاگر كهيدهو؟!))
داليگ وه دهنگ شوور پيسي ئيوشي :
-(( شايريگه !))
شهمشهمهكوورهك تهوهن بهيدهي ! ههلواركي ! قيژني !
(( بگرنهي ! بارنهي ! چهوي درارن ! زوواني بوورن ! بوهسنهوهي !))
لهينوو قال كهم :
(( وهي ههلسن!بهن گياندان بووري ! ههلسن ! هووز نههات ههلسن ! ))
قلا ،دال ، كهمتار ، چهقهل ، ميوش ، چهترمهي دهورم دهن !. قيژهبرم كهن وو بهنةم وهلاي شهمشهمهكوورهك . قهپ تر دهي لهكوليچهي مانگ وو نووريدهپيم . :
(( چهوي درارن ! زواني…! ))
لهينوو كه‚ةي قال : (( وهي هاوار !))
تهمام ئايهمهيل كهنهي قال ! (( وهي هاوار !))
شهمشهمهكوورهك ديان كهيدهريچهوو خهني !
***
يهي ههو ديونم بري له ديورا ديارن وو تيهن . يهك چراخيگ ها دهسيانهوو كتاويگ :
(( وهي بگران نهدهرچن ! هاتيم ! ))
خاس ك نوورم ديونم دهور گشتيان نيوره . گهل گهل مهليوچگ و كهمووتهر و وهناوكهو خومهرهژگ بال وهشننوو لهشوونيان تيهن . لهينوو هيوردهم بووم . فره له ليان ناسم وو فرهيش نه. ديونم فهردهوسي له نوايان دهو كهي . كتاو قهيويگ هادهسيهوو قال كهي :
-(( وهي بگرهي نهدهرچوو ! هاتيم ! ))
له شووني سپهري ، شاملوو ، ئهخهوان ، فروق ، شيركوو ، ههلمهت ، نرودا ،دهرويش و… دهو كهن وو كهنهي قال :
(( وهي بگرهي نهدهرچوو هاتيم ! ))
له خوهشي گهز گهز بالا كهم . نوورم وهشهمشهمهكوورهك ، رهنگي بيوهسه جاو چهرمي ! رقيهيدوو قيژني :
((بگرنان ! چهويان درارن ! زولنيان …! ))
وه يهي ههو ئوردي شهمشهمهكوورهك له بانا بوونهو گل . قاليل ، داله يل ، كهمتارهيل ، گورگهيل ، چهقهلهيل ، ميوشهيل !و…..
منله يل وهختهزيق بيرن ! شايرهيل گشتي نوورن وهفهردهوسي . ئهيويش بسكه خهنيي كهيدوو دهم كتاو واز كهي . وه يهي ههو روسهم و كاوهوو سياوهخش وو فلامهرز وو .. .. له متاو پهرن ئهو دهيش رشيهن له ئوردي شهمشهمهكوورهك . شاعرهيليش چنهو ميهتيان ! سپهري دهم كتاو دهيدهوو . وه
يهي هه و ولات گشتي رووشنهو بوو . تهپ ريپ كهفيده شهمشهمهكوورهك . بان چهو گريدوو قيژني . وهيهي ههو ئاگر گريدوو بوودهبهور !!!. ئايهمهيل گيان كهفيدهو پيان . كهفنهو ئووردي وو قهتليانهوو برن . تهرف تيونيانهو كهن . چيمنه و سهر قهورسان . شايرهيل وه رزارهو وسانهو نوورن وو گيرن ! .فهردهوسي ئيوشي :
- (( ههلسن ! شاير وهنيشتن كاري بهتاله ! ))

سووراو لهينوو لوو كتاوو دهيدهو .وه يهي ههو قهورسان بووده رووژناي . ده نگ پاي ئاو تيهيد . ئهخهوان لوو كتاو دهيدهو . وه يهي ههو ئاگر ئههوورايي زوانهكيشي ! . يهخ خوهر تهزيدهو . قهورسان گهرمهو بوو . شير كوو لوو كتاو دهيدهو . وهيهي ههو هزار پهپولهي رهنگين بالهو گرن !. قهورسان بوودهگول وو گولارا . دهرويش لوو كتاو دهيدهو . وهيهي ههو بوو ههورات زهيتيون وو سيف ولات گرته وهر . فروق چي ئراي لاي منالهيل . وهپهل گيسهيلي ئهسريان سرِيهو . وهلنگ گول چه سانهبان ناخيونهيلايانهوو وه بلاليوك ئرايان گووشپاره دِرِس كرد . ئي كهش چي ئراي لاي ئاتهشهدارهيل وو باوش خسه مليان وو زهخمهيليان ماچ كرد .
شايرهيل وه رزارهو وسانهو گيرن . ههلمهت دهسري له گيرفان دراري تا ئرميس منالهيل برسريدهو . شاملوو شيعر پهريا ئراي منالهيل خوهني . ئه خهوان لهجي شيعر زمسان له وههار ئيوشي .
يهي ههو ديونم ريچهرمي كوور و كهيوانوو قژني چيو قوتولسگ له پاي كهلهكي له كهلهسهرگ ئايهم كهفتنهو يهك دووار كهلگيگ ها مليان وو موور تيهرن . چمهو وهر . ديونم ريچهرميگهباوگمهو كهيوانووه گهيش دالگم . هناس سهردي كيشم وو دهمهمل سهرا . دالگم ئيوشي :
-(( رووله ! يه كهلهسهرگ خوهيشكهيل وو برايلده! ))
شايرهيل وه رزارهو وسانهوو نوورن وو گيرن !
لهي ناو جهمهيهكي ديوم . فرهخيونم لهلي جووش تيهري . كتاو سزيايي ها دهسيهو . وهختاي چمهو وهر
جهلد كتاو ديونم و خاس نوورم ، ديونم له قةيي نيوساس : كهوير ! گيانم نيشيدهتهكان . بهن بهنم له يهك چهكي . نهمهدهواو پهرت بووم له باوشي . خوهزيهوهيل وو ئهزرهتهيل وو ئاوهختهيل سزياي چهن هزار سالهم ديونمهو . وهمليا گيرم !. ئهيويش لهقورن دلا گيري . ديونم نهميدهو زهيو . كهوش بي خاون منالي كهفتيه. لهينوو وه مليا خاس خاس گيريدوو ئيوشي :
- (( ئا ! ئي چيونه بيو براگهم ! ))
منيش له پساي وهرهنيسك دهم . وهيهي ههو لهخهوا ههلپهرم .ديونم له بن وتاق سهرد سرِ تا ناوشان فيسياييگ كهفتمه . شهمهگه ئي قهور وه بي كهس گيرسيه تا تهمام بيوه. دهروهچهگه وازه . وا گيژ خوهيدوو خوهزيهوهگانم تهرف تيونه لهي ناوه
سلام دوستان !
ئا سمان ديول کوتی
اسمان بر طبلش می کوبد
وا ساز ژه نی
باد در سازش می دمد
داره يل قژه و کهنن
درختان گيسو می کَنَند
تاشه يل گوپه و رنن و
صخره ها گونه می خرا شند و
بايه قوش کووريگ
جغد کوری
له بن که لاوه ی دلم
در خرابه های دلم
وه مل خوه زيه و کوشی يگا
بر نعش ارزويی شهيد
تا شه وه کی ؛
تا سپيده دم
«پاوه موري» چری ...
« پاوه موري» می خواند....

ساله يل قيل ، قه رنه يل قِران
: مه منال کام رووژ کام مانگ کام سال کام قرن
کام ولات کووره و بيوم ؟!
ـــ ته له شه و چرکن مانگ ديزه ی سال قيل قه رن قِران
يا بيوده !
له ولاتيگ که ئووردی پايز بر بر هاتنوو
چنگ خسن له ده م چه و باخه يل و
خوه زيه وه يل سه ونز داره يل
ريوتگاننه و و
له بان ئاگر کتاوه يل زانايل
مه ليوه برشانن
وه چه وه يلمان ميژه تووقه کردن و
وه خيونمان ئاسياو گل دان!
وه که له سه رگمان مه ناره سازين و
له بانيه و ده نگ ئه زانگ هيز گرت !
: مه منال کام کام کام کام
کامم ؟!
ــته له شه و قلا مانگ مار سال سنان
قه رن دال و دار و ده روه چ و ديو و دروو و
ديو که ل و ديوزه مه
پيا بيوده !
له ولاتيگ که
دار برين و دار چقانن و
به رِِ داره يل که له سه رگ ئايه ميو
له جی دار ته ور سه ونز کردوو
له جی وه نه وشه ئاسن درگ !
وه ناو نيشانيگ
نه نگِد وه تيژی سقان شکيای براگه د ناوکِد بری !
خوه زيه و که ويگ کرده په ته سوو و نا بان زامد
دالِگِد وه گوپی زيوخ گووشد کرد و
باپيرد وه پا بمارکی
چپالی شه و قه ره زه نگی کرده ملد
!...
ΔΔΔ
ئيمه منال ساله يل قيليم و قه رنه يل قِران
کله سه رگ قه ی داره يل وه سيف ديونيمو
خيون ناو چه مه يل وه ئاو و
ده س و قِول بريای باپيره يلمان وه ماسی !...
ئيرنگه
ورسی خوه يموو تيه نی ئه لقورنيم و
يه ک ساکی بی نزی له ئا يه ميگيم
ساله يل قيل ، قه رنه يل قِران
: مه منال کام رووژ کام مانگ کام سال کام قرن
کام ولات کووره و بيوم ؟!
ـــ ته له شه و چرکن مانگ ديزه ی سال قيل قه رن قِران
يا بيوده !
له ولاتيگ که ئووردی پايز بر بر هاتنوو
چنگ خسن له ده م چه و باخه يل و
خوه زيه وه يل سه ونز داره يل
ريوتگاننه و و
له بان ئاگر کتاوه يل زانايل
مه ليوه برشانن
وه چه وه يلمان ميژه تووقه کردن و
وه خيونمان ئاسياو گل دان!
وه که له سه رگمان مه ناره سازين و
له بانيه و ده نگ ئه زانگ هيز گرت !
: مه منال کام کام کام کام
کامم ؟!
ــته له شه و قلا مانگ مار سال سنان
قه رن دال و دار و ده روه چ و ديو و دروو و
ديو که ل و ديوزه مه
پيا بيوده !
له ولاتيگ که
دار برين و دار چقانن و
به رِِ داره يل که له سه رگ ئايه ميو
له جی دار ته ور سه ونز کردوو
له جی وه نه وشه ئاسن درگ !
وه ناو نيشانيگ
نه نگِد وه تيژی سقان شکيای براگه د ناوکِد بری !
خوه زيه و که ويگ کرده په ته سوو و نا بان زامد
دالِگِد وه گوپی زيوخ گووشد کرد و
باپيرد وه پا بمارکی
چپالی شه و قه ره زه نگی کرده ملد
!...
ΔΔΔ
ئيمه منال ساله يل قيليم و قه رنه يل قِران
کله سه رگ قه ی داره يل وه سيف ديونيمو
خيون ناو چه مه يل وه ئاو و
ده س و قِول بريای باپيره يلمان وه ماسی !...
ئيرنگه
ورسی خوه يموو تيه نی ئه لقورنيم و
يه ک ساکی بی نزی له ئا يه ميگيم

